|
باسمه تعالی در وجدان آدمی حفره ای است که هيچگاه خالی نمی ماند اگربا حقايق عالی، سازنده وروشنگر پر نشود باخرافات پر میشود. ( مونتسکيو )
|
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
در گفتگوی رضا خجسته رحیمی با استاد مصطفی ملكیان
منبع: آبان، شهریور ۸۱، شماره ۱۳۹، صفحات ۱۳ تا ۱۹ (با اندکی ویرایش)
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ماشاءالله شمسالواعظین خاطرات خود از راهاندازی روزنامه جامعه و مخالفت برخی دوستان
را میگوید
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
روایت آشنایی من با آثار و اندیشه ی دکتر سروش گفتنی خاصی ندارد. سالیانی پیش در سال های نخست دانشجویی، در نمایشگاه کتاب تهران، در برابر غرفه ی انتشارات سوره، کتابی از شهریار زرشناس در باب روشنفکری در ایران را تورق می کردم. سنگینی نگاه دیگری را در کنار خود بر کتاب حس کردم. نگاه از کتاب بالا آمد و به شکل و شمایل و سیمای من نیز رسید و گذشت. سنگینی نگاه آن ناشناس در طول آن روز با من ماند. به امید دیدار دکتر سروش سری به غرفه ی صراط زدم، قبض و بسطی خریدم و درنگی کردم، اما خبری نشد. در مقابل انتشارات مجلس سراغ مشروح مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی ۱۳۵۸را از فروشنده می گرفتم، که با نگاه و گذار ناشناسی رفتار و گفتار فروشنده بسیار مؤدبانه و احترام آمیز شد. اندکی بعد، همکار فروشنده از سبب احترام فراوان همکارش پرسید و فروشنده هم به آرامی زمزمه کرد که: نشناختی!؟ دکتر سروش بود. کنجکاوانه به غرفه ی صراط که رسیدم، انبوه دختران و پسران مثنوی به دست و همهمه ی آنها نشان می داد که صاحب صراط در پشت خوان است و مثنوی های سروش یا لب لباب های مثنوی خریداری شده را با امضایی همراهی می کند.
ادامه مطلب...
ما یک شریعتی نداریم. شریعتیها داریم. شریعتیهایی که با هم میجنگند. شریعتی که مذهب علیه مذهب را چون جوهر همهی آثارش قرار داده بود، اینک خود در چنبره چنین موقعیتی قرار گرفته است. اکنون این شریعتی است که علیه شریعتی به پا خاسته است. |
ادامه مطلب...
|
ما یک شریعتی نداریم. شریعتیها داریم. شریعتیهایی که با هم میجنگند. شریعتی که مذهب علیه مذهب را چون جوهر همهی آثارش قرار داده بود، اینک خود در چنبره چنین موقعیتی قرار گرفته است. اکنون این شریعتی است که علیه شریعتی به پا خاسته است. |
ادامه مطلب...
گفتگوی مجله آبان با استاد ملکیان:
-
هنگام بحث پیرامون دین و معنویت و در قالب تعاریف اولیه از این دو، گویی از دین به عنوان یک ایدئولوژی و از معنویت به عنوان نوعی احساس شخصی شده یاد میکنید. به عنوان اولین سوال میخواهم بپرسم آیا زمانیکه از معنویت سخن میگویید از یک دین شخصی شده دفاع میکنید؟ در صورتیکه از این دو، معانی متفاوت مراد میکنید وجود فارق آنان چیست؟
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
|
سروش که سالیان اخیر را در سفری مدام سپری میکند، بیش از همهی این سالها، سال 82 را در ایران گذراند تا نه فقط حق از کف رفتهی بانفوذترین فیلسوف ایران امروز ادا شود، که در این زمانهی بحران تئوری و عمل روشنفکران دینی، دگربار استاد اعظم و مدرس اعلم اصلاحطلبان، از گوشهای برون آید و راه برونرفت را نشان دهد. |
ادامه مطلب...
|
سروش که سالیان اخیر را در سفری مدام سپری میکند، بیش از همهی این سالها، سال 82 را در ایران گذراند تا نه فقط حق از کف رفتهی بانفوذترین فیلسوف ایران امروز ادا شود، که در این زمانهی بحران تئوری و عمل روشنفکران دینی، دگربار استاد اعظم و مدرس اعلم اصلاحطلبان، از گوشهای برون آید و راه برونرفت را نشان دهد. |
ادامه مطلب...
|
سروش که سالیان اخیر را در سفری مدام سپری میکند، بیش از همهی این سالها، سال 82 را در ایران گذراند تا نه فقط حق از کف رفتهی بانفوذترین فیلسوف ایران امروز ادا شود، که در این زمانهی بحران تئوری و عمل روشنفکران دینی، دگربار استاد اعظم و مدرس اعلم اصلاحطلبان، از گوشهای برون آید و راه برونرفت را نشان دهد. |
ادامه مطلب...
|
سروش که سالیان اخیر را در سفری مدام سپری میکند، بیش از همهی این سالها، سال 82 را در ایران گذراند تا نه فقط حق از کف رفتهی بانفوذترین فیلسوف ایران امروز ادا شود، که در این زمانهی بحران تئوری و عمل روشنفکران دینی، دگربار استاد اعظم و مدرس اعلم اصلاحطلبان، از گوشهای برون آید و راه برونرفت را نشان دهد. |
ادامه مطلب...
|
سروش که سالیان اخیر را در سفری مدام سپری میکند، بیش از همهی این سالها، سال 82 را در ایران گذراند تا نه فقط حق از کف رفتهی بانفوذترین فیلسوف ایران امروز ادا شود، که در این زمانهی بحران تئوری و عمل روشنفکران دینی، دگربار استاد اعظم و مدرس اعلم اصلاحطلبان، از گوشهای برون آید و راه برونرفت را نشان دهد. |
ادامه مطلب...
|
این نوشتار به بهانهی جایزهای که اخیراً دکتر نصر دریافت نمودهاند و همچنین همایشی که برای نقد و بررسی اندیشههای دکتر سید حسین نصر در تاریخ 16/2/1387 در دانشکدهی فنی دانشگاه تهران ایراد شد، تدوین شده است. |
ادامه مطلب...
|
در فرهنگ ما مسألهی زن همیشه واجد پیچیدگی ناهنجار و دلآزار و نفاقآلودی بوده است. از سویی سخن دربارهی عشق به زن تحریم شده بود و از سویی دیگر در دل و نهان بیشترین وقت و انرژی را از مردان ما میستاند. من تصور میکنم کمتر جامعهای در جهان باشد که مسألهی زن اینقدر که برای جامعهی ما حساس است، در آن اهمیت داشته باشد و در عین حال، اینهمه در مورد آن پردهپوشی رسانهای ظاهرسازانه صورت گیرد و چنان وانمود شود که گویی مسأله حل شده است. |
ادامه مطلب...
|
از جهات مختلف میتوان به دانشگاه و حوزه نظر کرد و من برجستهترین وجود آنها را در نظر میگیرم که جنبهی تعلیمی بودن آنهاست. دانشگاه یک مدرسه است و حوزهی علمیهی قم یا نجف و یا مشهد هم مدرسهاند و در درجهی اوّل اینها به کار تعلیم میپردازند. مهمترین محتویات آنها شاگرد و معلم و کتابهای درسیاند. هر دو تاریخ و سنت طولانی دارند. حوزه البته، در جامعهی دینی ما، سنت بسیار طولانی دارد و از مواریثی است که از قرنها پیش به جا مانده است. ولی دانشگاه در کشور ما، به صورتی که امروز وجود دارد، از عمرش یک قرن هم نمیگذرد. سوابقی در دوران قاجار داشته است و قبل از آن هم تقریباً چیزی که مشابهت با دانشگاه امروزی داشته باشد، نداشتهایم. یک عنصر وارداتی است که ابتدا در جای دیگر تولد یافته و روییده و بزرگ شده است و بعد ما آن را آوردهایم و در اینجا کاشتهایم و زیر سایهی دلپذیرش نشستهایم. |
ادامه مطلب...
|
روشنفکری دینی طریقت روشنفکران دیندار است. مدرسه ای فکری است که هم از تجربه بشری بهره می جوید هم از تجربه نبوی. و هیچکدام را در پای دیگری قربانی نمی کند و معتقد است که وحی کهن در دوران مدرن, همچنان چیزهای فراوان برای گفتن و آموختن دارد و انبان افادتش تهی نشده است. روشنفکری دینی را به فرقه یی مذهبی یا حزبی سیاسی فروکاستن جفاست گرچه استعداد آن را دارد که در دو عرصه سیاست و دیانت دگرگونی های عظیم بیافریند. |
ادامه مطلب...
نسبت روشنفکری و دین
هفته پیش مصاحبه ای با احسان شریعتی فرزند دکتر علی شریعتی و فلسفه پژوه مقیم پاریس انجام دادم که در روزنامه حیات نو چاپ شد. مناسب دیدم متن کامل این مصاحبه در این سایت نیز به علاقه مندان تقدیم گردد. از دریافت نظراتتان خوشحال خواهم شد
ادامه مطلب...
ما یک شریعتی نداریم. شریعتیها داریم. شریعتیهایی که با هم میجنگند. شریعتی که مذهب علیه مذهب را چون جوهر همهی آثارش قرار داده بود، اینک خود در چنبره چنین موقعیتی قرار گرفته است. اکنون این شریعتی است که علیه شریعتی به پا خاسته است. 
